بی بوته!
جای آنکه اعصاب خوردییش را مثل یک سطل آشغال با خود حمل کرد....
آدم بی اصل و نسب را هر کاری کنی از تربیت بی بهره است. پولدار شود می شود نوکیسه، خانه اش رود شمال شهر می شود غربتی، تحصیل کند می شود عقده ای. زیبا باشد می شود از خودراضی ...آدم اصل نسب دار هیچگاه منکر گذشته اش نیست، گذشته ای که می تواند ریشه های دهاتی و دهقانی باشد، می تواند فقر باشد می تواند بیسوادی پدر و مادر باشد. آدم بی اصل و نسب اگر دستش به نداشته هایش برسد مدام فریادشان می کند. می خواهد سفر خارج باشد می خواهد قیمت گرفتن یک کیف دو میلیون تومانی باشد می خواهد تحصیلات عالیه باشد یا هر چیز دیگری ...
توصیه من این است اگر با چنین آدمی سر و کارتان افتاد همان برخورد های اول بزرگمنشی را کنار بگذارید و یکی دوبار سر جایش بنشانیدش! تواضع در مقابل چنین آدمهایی آنها جری میکند و به آنها اجازه می دهد که شخصیت نداشته شان را باور کنند! باور کنید هم به نفع شماست و هم به نفع آنها!
متاهلم و این یعنی وقت را مثل بسیاری چیز هایی دیگر با دیگری تقسیم کرده ام. پسری دارم که نوشتن از او برایم آرامش بخش است،مثل همه ی مادر ها دغدغه ی اول زندگی ام تربیت کردن اوست. مستانه علوم انسانی و اجتماعی را دوست دارم، ادبیات و اقتصاد، همه چیز می خوانم، کافی است در دسترسم باشد و اندکی زمان ...(زمان متاع نایابی است برای مادران). اما اینجا تنها برایم، محل ثبت گذران روزهاست، نه جای تفاخر به دانسته ها.